چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۸

ارز های دیجیتال سلاطین مراودات مالی آینده جهان

اخبار

مشارکت مالی یک جنبه اساسی دنیای ماست که کیفیت زندگی ما را تعیین می کند. خانواده ها و شرکت ها باید دسترسی سریع و قابل اعتماد به خدمات مالی مناسب مانند بیمه برای مواجهه با شرایط اضطراری غیر منتظره، گسترش کسب و کار و سرمایه گذاری در بهداشت، آموزش و پرورش و مسکن داشته باشند. در سطح جهانی، ۶۹ درصد از بزرگسالان دارای حسابی در یک موسسه مالی هستند، اما این درصد در کشورهای در حال توسعه به میزان قابل توجهی کاهش می یابد، به این معنی که بیش از یک سوم از آنها هیچ نوع دسترسی مالی ندارند. ارز دیجیتال اینجا به کمک می آید.

پرداخت های دیجیتال به وضوح در حال افزایش است، به ویژه از آنجایی که تعداد زیادی از مردم دارای یک تلفن همراه هستند که می توانند برای حفظ کیف پول دیجیتال خود از آنها استفاده کنند. برای مثال، در کشورهای جنوب صحرای آفریقا، مالکیت حسابهای پولی از ۱۲ درصد به ۲۱ درصد افزایش یافت.به این صورت ارزهای دیجیتال نیروی دموکراتیزه کننده بالقوه قدرتمند هستند که می توانند واردات را افزایش دهند و معاملات سریع را بدون هیچ واسطه ای، حتی در مناطق فقیرنشین جهان، انجام دهند.به این ترتیب می توان گفت که رمزارزها آینده روشنی را در پیش روی دارند.
امروزه قشر وسیعی از مردم به بهانه‌های مختلف ارزش ارزهای دیجیتال را با ارزهای سنّتی رایج مقایسه می‌کنند. در آن مقایسه‌ها، یک نکته عموما از ذهن دور می‌ماند و آن‌هم‌ بی‌اعتمادی به ارزهایی است که دولت‌ها از آنها پشتیبانی می‌کنند. درواقع، حامیان ارزهای دیجیتالمعتقدند ارزهای سنّتی هیچ‌گاه اعتماد لازم در حوزه‌های مختلف، همچونثبات و امنیت را برای مردم نمی توانند فراهم کنند.
در سال ۱۹۷۱ با دستورنیکسون(ریاست جمهوری وقت ایالات متحده)، دلار این کشور از استاندارد وابستگی به طلا جدا شد. به اعتقاد وی دلار در‌مقایسه‌با شرکت‌هایی که با قیمت طلا در ارتباط نیستند، به‌مرور با کاهش ارزش روبه‌رو می‌شود. به‌بیانِ‌دیگر، دلار با آن وضعیت نمی‌توانست به ارزی پایه‌ای و مهم تبدیل شود.

مردم همیشه تصور می‌کنند ارزش پول به دارایی فیزیکی وابسته است؛ اما چنان تصوری دیگر نمی‌تواند صحیح باشد. پول احتمالا ساختار معنوی مشابه به ارز دیجیتال ندارد؛ اما اغلب ما می‌دانیم ارزش آن ساختار سنّتی هم بسیار به اعتماد و باور مردم به ارزش وابسته است. به بیان دیگر، مردم در بسیاری از موقعیت‌ها تصور می‌کنند چون دولت یا حکومت به‌عنوان پشتیبان ارز عمل می‌کند، مباحث امنیتی و کنترلی آن دقیق‌تر هستند. البته، این باور صحیح است؛ اما تفاوت پول سنّتی با رمز ارزدرزمینه‌ کنترل و امنیت روز‌به‌روز کمتر می‌شود.
ارزش کلی پول‌های فیات (ارزهای سنتی رایج)به احتمالات و اعتقاد به یک کشور و تصور آینده‌ مثبت یا موفقیت آن‌ مشروط است. ازلحاظ تأمین و توزیع نیز تصمیم‌های کلاه‌بردارانه‌ بانک مرکزی می‌تواند ساختارها را به‌نفع خود تغییر دهد. به‌علاوه، چاپ و تزریق پول اضافه نیز یکی از فرایندهایی محسوب می‌شود که در پول‌های سنّتی شاهد هستیم. درنتیجه‌ همه‌این موارد، تورم‌ها و رکودهایی رخ می‌دهند که در سرتاسر جهان به دفعات وبه خصوص در دهه های اخیر شاهد آن بوده‌ایم.
حال به این نتیجه می‌رسیم هر حکومت می‌تواند در کوتاه‌ترین زمان ارزش دارایی‌های مختلف را در کشورش تغییر دهد. برای مثالی از آن تصمیم‌ها، سیاست‌ها و راهکارهای متنوع سهام‌داری را می‌توان نشان داد که در مناطق مختلف جهان اجرا شده‌اند.
یکی از نمونه‌های دخالت دولت‌ها در ساختارهای سهام پس از بحران مالی سال ۲۰۰۸ در آمریکا رخ داد که حکومت کنترل کامل اوضاع را در دست گرفت و بازیگران و کارشناسان سیاسی توانایی ایجاد تغییرات آنچنانی نداشتند. البته، آن راهکارها از بیشتر شدن وخامت اوضاع اقتصادی در کشور جلوگیری کرد؛ اما کمترین ارتباط را با مردم عادی داشت؛ چراکه از ابتدا، آن‌ها عامل ایجاد رکود و بحران مالی نبودند.

تولد ارزهای دیجیتال در بحران مالی سال ۲۰۰۸
برخی کارشناسان هم‌زمانی تولد رمزارزها و محبوبیت آن‌ها در دوران نزدیک به بحران اقتصادی آمریکا را بررسی می‌کنند. برخی می‌گویند اتفاق یا ارتباط مهمی در آن تولد دخیل نبوده است. دلیل آنها برای چنان استدلالی، ابتدا بر غیرمتمرکزبودن ارز دیجیتال استوار می‌شود. رمزارزهای واقعی را شبکه‌ای غیرمتمرکز و توزیع‌شده از کاربران کنترل می‌کنند که قدرتی برابر برای کنترل دارند. فرایندهای آن‌ها به‌صورت اجماعی انجام می‌شود که خود، نوآوری انقلابی در صنعت و بازار است. به‌هرحال، کنترل‌کنندگان ارز دیجیتال افراد منتخب مردم مانند نمایندگان مجلس‌ها نیستند که به‌جای آن‌ها تصمیم‌گیری می‌کنند. درنهایت، می‌توان استدلال کرد در آن صنعت، مردم درصورت تمایل، خودشان تصمیم‌گیرنده‌ فرایندها و مبادلات هستند.
امروزه، بیان می‌شود دلار، یکی از ارزهای مهم‌ جهانی، تأثیری از نوسان دنیای ارز دیجیتال نمی‌پذیرد که البته، نظری صحیح است. دلار به رمزارز وابسته نیست و درمقابل، رمزارزها با خراب‌کاری‌ها و اشتباه‌های دولت‌ها مقابله می‌کنند. درواقع، آنها از همان زمینه رشد یافته‌اند. صنعت ارز دیجیتال جایگزینی برای اعتماد مردم به دولت‌هایی است که در مسیر علاقه‌مندی‌ها و آینده‌ روشن حرکت نکرده‌اند. حال می‌توان نتیجه‌گیری کرد وقتی جایگزینی برای دارایی‌های دولتی وجود داشته باشد، مردم می‌توانند آینده‌ خود را در دست بگیرند.
پیش از بوجود آمدن بین کوین، هیچ جایگزینی برای ارزهای سنّتی وجود نداشت. البته، مردم می‌توانستند پول خود را به دارایی‌های مختلف همچون سهام تبدیل کنند؛ اما از نقدینگی در آن خبری نبود. مردم پول خود را در حالتی با دسترسی سریع نیاز دارند؛ ولی در بسیاری از کشورها، با وجود اَبَرتورم نگه‌داری پول به‌صورت پول هم عاقلانه نبود.
گسترش رمزارزها وابستگی مردم به دولت را از بین می‌برد. درواقع، آنها توانایی و قدرت مردم را نیز دربرابر ساختارهای سنّتی افزایش می‌دهند. تنها به‌‌همین‌دلیل، شاید بتوان رمزارز را فناوری بسیار مهم و حیاتی آینده نامید. اگرچه اکثر قیمت‌های کنونی در آن بازار به‌احتمال زیاد حباب هستند، فراموش نکنید حباب دات‌کام نیز چند دهه پیش وجود داشت و ترکیدنش باعث مرگ اینترنتنشد. آن حباب دورانی خلق کرد که شاید بتوان از آن به‌‌عنوان بزرگ‌ترین دوره‌ نوآوری تاریخ برای مصرف‌کنندگان یاد کرد و به احتمال زیاد بلاک‌چین و رمز ارزها نیز بتوانند انقلاب‌هایی مشابه را شکل دهند.

متخصصان و کاربلدان مختلف رمزارزهای کنونی را با اولین وب‌سایت‌های دوران دات‌کام مقایسه می‌کنند. به‌عنوان مثال، آن‌ها بیت‌کوین را شبیه به وب‌سایت خریدوفروش Pets.com می‌دانند و اتریوم، شاید مای‌اسپیس دوران حاضر باشد. البته، هنوز شرکتهای فناوری محوری مثل گوگل و فیسبوک و …ایجاد نشده اند که آینده‌ صنعت را مانند دوران کنونی اینترنت رقم بزنند. شاید آنها روزی در اتاق کوچک خوابگاهی درگوشه ای نا آشنا در دنیامتولد شوند؛ شبیه به غول‌های امروزی دنیای فناوری.
مردم باید حقیقت ارز دیجیتال و آینده‌ درانتظار آن را درک کنند. همان مقایسه با دوران حباب دات‌کام، می‌تواند زیرساختی مطمئن برای تحلیل و درک جهان جدید باشد. آنها باید بدانند صنعت مدنظر، در‌حال‌تولد است و هنوز کاربردهای واقعی آن درک نشده‌اند. فراموش نکنید هر نوآوری انقلابی در طول تاریخ، چنین روندی طی کرد. در همه‌آن نوآوریها، انفجاری اولیه و سپس، رشدی پایدار وجود داشت.
رشد پایدار فناوری‌ها، به بلوغ و درک ظرفیت‌های آن‌ها وابسته می‌شود. در دنیای ارز دیجیتال، هنوز به آن بلوغ و درک نزدیک هم نشده‌ایم و کاربردهای واقعی صنعت را نیز درک نکرده‌ایم . به طور قطع در آن مسیر، شکست‌های بزرگ هم رخ خواهد داد.
کسانی که با حدس و گمان سودهای چندین‌برابری به صنعت رمزارز وارد می‌شوند، شاید حتی زندگی خود را در آن مسیر از دست بدهند. به‌هرحال، کاربرد واقعی آن مسئله‌ اساسی است که باید کشف شود و نوسان‌های قیمتی و موارد مشابه، تأثیر و ارتباطی با آن ندارند. با نگاهی به گذشته، می‌توان ظرفیت‌های توسعه‌ای و کنترلی فناوری جدید را درک کرد.

*به یاد بیاوریم که نسخه‌ یک وب،ب اعث شهرت جهانی اینترنت شد و نسخه‌ دوم باعث ظهور غول‌ ها و سلطه‌ آنها بر اینترنت شد و در نهایت نسخه سوم به احتمال زیادی به شبکه‌های توزیع‌ شده قدرت می‌دهد و اینترنت را از دست غول‌ ها پس خواهد گرفت.

اشتراک گذاری این مطلب

مطالب مرتبط