سه شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۸

کشف نورون های عامل فراموشی

اخبار

در نگاه اول فراموشی ممکن است یک عیب ناخوشایند باشد، اما این موضوع بخشی ضروری برای کارکرد صحیح یک مغز سالم است. پژوهشی که روی موش‌ها انجام شده است، مشخص کرده که در هنگام خواب، سلول‌های موجود در هیپوتالاموس خاطرات قدیمی را پاک می‌کنند. نتایج این تحقیقات که در نشریه Science منتشر شده به گروهی از نورون‌های مغزی اشاره می‌کند که مسئولیت کمک‌رسانی به مغز جهت فراموشی را بر عهده دارند.

 

“آکیهیرو یاماناکا”؛ متخصص اعصاب و روان در دانشگاه ناگویا ژاپن و تیم تحقیقاتی وی هنگام مطالعه عادات خواب در موش‌ها، رفتار سلول‌هایی موسوم به هورمون متمرکزکننده ملانین یا نورون‌های M.C.H را مورد مطالعه قرار دادند. برخلاف اکثر نورون‌های مغزی که در زمان بیداری حیوانات فعال هستند؛ نورون‌های M.C.H موجود در هیپوتالاموس با قرار گرفتن حیوان در حالت خواب سبک (R.E.M)، سیگنال‌های الکتریکی را به شکل فعالانه‌تری منتشر خواهند کرد. حرکات مداوم چشم، تشدید پالس‌های مغزی، امواج مغزی منحصربه‌فرد و تصور رویاهای مختلف در انسان از ویژگی‌های شاخص این مرحله از خواب به‌شمار می‌روند. هنگامی‌که محققان، سیگنال‌های M.C.H مغز موش‌ها را ردیابی کردند؛ متوجه شدند که این سلول‌ها، فعالیت نورون‌های ناحیه هیپوکامپ مغز را سرکوب می‌کنند؛ ناحیه‌ای که در تقویت حافظه نقش بسزایی دارد.
محققان به منظور ارزیابی تاثیرات نورون‌های M.C.H بر حافظه از ابزارهای ژنتیکی جهت فعال‌سازی و از کار انداختن نورون‌های M.C.H پیش از انجام تست‌های حافظه بر روی موش‌ها استفاده کردند. محققان ابتدا یک موز پلاستیکی کوچک و یک اسباب‌بازی چوبی را در کنار یکدیگر و مقابل دیدگان موش‌ها قرار دادند. پس از استشمام هر ۲ آیتم توسط هر یک از موش‌ها، محققان به شیوه مصنوعی اقدام به فعال‌سازی یا مهار نورون‌های M.C.H نمودند. سپس مجددا موش‌ها را به قفس تست منتقل کردند؛ در حالی‌که یکی از اسباب‌بازی‌ها با یک نمونه جدید جایگزین شده بود.

دانشمندان در کمال تعجب متوجه شدند که فعال‌سازی نورون‌های M.C.H بر دوره زمانی ابقاء اطلاعات در حافظه تاثیر منفی می‌گذارد. بدین‌ترتیب موش‌ها در به‌خاطر آوردن نوع اسباب‌بازی پیش‌تر رویت شده ناتوان بودند و اسباب‌بازی‌های چوبی و پلاستیکی با همان رنگ‌آمیزی پیش‌تر رویت شده را به‌عنوان موجودیت‌هایی جدید در نظر گرفتند. این در حالیست که با سرکوب نمودن مصنوعی نورون‌های M.C.H در موش‌ها، درصد بیش‌تری از این حیوانات به سراغ بازی با آیتم‌های جدید رفتند. پدیده‌ای که نشان می‌دهد این موش‌ها از حافظه قوی‌تری نسبت به اشیاء اولیه برخوردار بوده و از کنکاش مجدد آن‌ها بی‌نیاز هستند.
تغییر در رفتار موش‌ها به اندازه‌ای مشهود بود که محققان تنها با مشاهده آن‌ها قادر به شناسایی موش‌هایی با نورون‌های M.C.H سرکوب شده بودند. این تاثیرات تنها زمانی مشهود بودند که فرآیند سرکوب نمودن نورون‌های M.C.H در جریان خواب سبک اجرا می‌شد. مهار سلول‌ها در زمان بیداری موش‌ها یا حین سایر مراحل چرخه خواب در بهبود عملکرد آن‌ها حین اجرای تست‌های حافظه بی‌تاثیر بود.
به گفته آقای یاماناکا، این نتایج نشان می‌دهند که نورون‌های M.C.H هیپوتالاموس به مغز کمک می‌کنند تا اطلاعات جدید و بی‌اهمیت را به شکلی فعالانه فراموش نماید. با توجه به این‌که حین خواب سبک، نورون ها دارای بیشترین سطح فعالیت هستند؛ لذا این پدیده احتمالا دلیل عدم به‌خاطر آوردن خواب‌ها توسط انسان پس از بیدار شدن را توضیح خواهد داد. بنابراین نورون‌ها احتمالا منابع حافظه را برای روز آینده پاک‌سازی می‌کنند.

با این‌حال در رابطه با زمان و نحوه اجرای عملیات فراموشی در مغز احتمالا فرآیندهای متعددی وجود دارد؛ همان‌طور که چنین سناریویی در خصوص به‌خاطر آوردن اطلاعات نیز صادق است. بر اساس اظهارات دکتر دیویس “متخصص اعصاب و روان در انستیتوی Scripps Research واقع در ایالت فلوریدا” ، همان‌طور که انسان‌ها و حیوانات در طول مدت روز مشغول یادگیری هستند؛ مکانیسم‌های فراموشی نیز احتمالا همواره در راستای پاک‌سازی فضای حافظه فعالیت می‌کنند. تغییرات الگوی سیگنال‌رسانی نورون‌ها، تضعیف سیناپس‌ها و تولید نورون‌های جدید در مغز همگی به از دست رفتن بخشی از حافظه کمک می‌کنند.
مطالعات دکتر دیویس روی حشرات میوه نشان می‌دهند که انتقال‌دهنده عصبی دوپامین در شکل‌گیری یا فراموشی خاطرات نقش دارد. نظریه وی این است که پس از شکل‌گیری حافظه، انتشار آهسته و پیوسته دوپامین اضافی موجب پیدایش واکنش‌های بیوشیمیایی در نورون‌های ذخیره‌کننده حافظه شده و نهایتا خاطرات را از ذهن پاک خواهد کرد؛ مگر آن‌که یک مکانیسم مغزی دیگر، آن‌را مهم دانسته و در فرآیند مذکور مداخله کند.
به گفته دکتر دیویس، “چنان‌چه واقعا قوه حافظه را برای بدن یا مشخصا انسان‌ها بااهمیت بدانیم؛ در این‌صورت توجهات یا علایق عاطفی وارد عمل شده و نقش یک قاضی را بازی خواهند کرد. بدین‌ترتیب فرمان حفظ خاطرات در مغز صادر خواهد شد.” دکتر دیویس معتقد است که ارتباط مناطق و مکانیسم‌های مغزی فعال در شکل‌گیری خاطرات با مقوله حذف آن‌ها کاملا منطقی به‌نظر می‌رسد. به‌عنوان مثال چنان‌چه بخواهیم با رنگ‌آمیزی یک اتاق، ظاهر خانه خود را تغییر دهیم و چند ماه یا چند سال بعد خواهان استفاده از رنگ‌آمیزی کاملا جدیدی باشیم؛ در این‌صورت ابتدا بایستی رنگ‌های قدیمی را از روی دیوارهای اتاق پاک کنیم.

از سوی دیگر دکتر یاماناکا ابزار امیدواری کرد که فراموشی خاطرات آزاردهنده یا یادآوری آسان‌تر خاطرات خوشایند نهایتا امکان‌پذیر شود. در حال حاضر چنین سناریوهایی تنها در برخی فیلم‌نامه‌ها نظیر “درخشش ابدی یک ذهن پاک” قابل تحقق هستند.

اشتراک گذاری این مطلب

مطالب مرتبط